کد مطلب : 334   گروه : فرهنگی   تاریخ انتشار : ۱۳۹۳/۰۹/۲۲   بازدید ها : 731
در ایران چیزی به نام گردشگری نداریم

۱۰ میلیارد دلارخروجی در برابر۶میلیارد دلار ورودی در صنعت گردشگری


در ایران چیزی به نام گردشگری نداریم

اگرچه گردشگری در جهان کمک بزرگی به اقتصاد کشورها کرده است اما خوشبختانه در ایران چیزی به عنوان گردشگری نداریم و از این جهت راحتیم زیرا هیچ چیز بدی ساخته نشده تا خرابش کنیم و از نو بسازیم و همین یک حسن است چون بکر است و بسیار جای ساختن دارد.

دکتر سعید شیرکوند، معاون برنامه ریزی و سرمایه گذاری سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری در سخنانی پیرامون نقش دیپلماسی تجاری در رشد سرمایه گذاری و گردشگری در همایش " دیپلماسی فعال، ضرورت قرن بیست و یکم" که به همت موسسه مطالعات و پژوهش های بازرگانی برگزار شد، سخنرانی می کرد با اشاره به اینکه گردشگری در اقتصاد بین الملل ایران نقشی ندارد گفت: حضور در این همایش فرصتی فراهم آورده است تا از بخش مغفول اقتصاد صحبت شود که هیچگاه در ایران بطور جدی به آن پرداخته نشده است.

رشد صنعت گردشگری از درصد گذشته است

وی با اشاره به اینکه صنعت گردشگری امروزه به عنوان یک صنعت در کنار سایر صنایع قرار گرفته است افزود: صنعت گردشگری رشد بی نظیری در مقایسه با سایر صنایع داشته است و اگر برای هر صنعتی در سال رشد ۲ درصد یا ۱۰ درصد در نظر بگیرید وقتی وارد بخش گردشگری می شوید از درصد رد می شود و باید از برابر صحبت شود. صنعت گردشگری در سال ۱۳۵۰ در مقایسه با این سالها چندین برابر شده است و دیگرنمی توان صحبت از درصد داشت.

صنعت گردشگری وارد حوزه امنیت کشورها شده است

شیرکوند با اشاره به رشد این صنعت ادامه داد: این صنعت تا حدی پیش رفته است که وارد حوزه امنیت کشورها شده است. اگر بعد از جنگ جهانی دوم اروپایی ها به این نتیجه رسیدند که اروپا در یک فاصله زمانی خیلی کم دوبار مورد تخریب قرار گرفت چون کشورهای اروپایی نسبت به هم تعلق خاطر ندارند و برای چاره جویی به صنعت گردشگری روی آوردند و برای اینکه همه اروپایی ها خود را اروپایی بدانند، بجای اینکه فرانسوی یا آلمانی خود را بدانند اجازه دادند اروپایی ها به کشورهای همدیگر رفته و همدیگر را ببینند و نسبت به سایر کشورهای اروپایی مانند کشور خودشان احساس تعلق پیدا کردند. و همین باعث بالارفتن ضریب امنیتی اروپا شد. و بدین ترتیب به اتحادیه اروپا رسیدند و اقدام به از بین بردن مرزها کردند و همین تاثیر خود را روی بخش های دیگر تجاری نشان داد.

در ایران چیزی با عنوان گردشگری نداریم

وی با اشاره به تاثیر گردشگری در امر اشتغال افزود: اگرچه گردشگری کمک بزرگی به اقتصاد کشورها کرده است اما خوشبختانه در ایران چیزی با عنوان گردشگری نداریم و از این جهت راحتیم زیرا هیچ چیز بدی ساخته نشده تا خرابش کنیم و از نو بسازیم و همین یک حسن است چون بکر است و بسیار جای ساختن دارد.
سعید شیرکوند ادامه داد: صنعت گردشگری در دیپلماسی هم ورود پیدا نکرده است زیرا هیچگاه هیچکدام از سفارتخانه های ایران دغدغه این را نداشته که به امر گردشگری فکر کند چه برسد به اینکه بخواهد عملی در دستور کار رایزنان خود قرار دهد و همه به راحتی از این موضوع گذشتند و فقط دلخوشیم به اینکه بگوییم ما جزء ۱۰ کشور اول دنیا هستیم که دارای پتانسیل گردشگری است و این مسئله در آمارهای رسمی جهانی نیز ثبت شده است. مجمع جهانی در گزارشی که در سال ۲۰۱۳ منتشر کرد ایران را جزء ده کشور برتر دارای پتانسیل گردشگری معرفی کرده است ولی متاسفانه در عمل از آن استفاده ای نشده است.

گردشگری یعنی بی بند و باری

وی با اشاره به اینکه گردشگری در دیپلماسی ماامری مغفول است افزود:سه عامل در این زمینه وجود دارد؛ اول اینکه بعد از پیروزی انقلاب یک باور غلطی در کشور ایران ایجاد شد و در این ایجاد شدن آگاهانه یا غیرآگاهانه خیلی ها دخیل بودند. شاه بیت این باور غلط این بود که گردشگری یعنی بی بندوباری و بی توجهی به ارزش ها و هنجارهای اخلاقی و در نتیجه این به گونه ای دین ستیزی به همراه دارد پس بهتر است که از این سرفصل بگذریم چون ازآن چیز خوبی بیرون نخواهد آمد و این باور بازتولید شد و در تمام بخش ها نفوذ کرد. درحالیکه اگر بطور جدی به موضوع گردشگری پرداخته می شد شاید به نوعی گردشگری پایه ای برای صدور انقلاب می شد همانگونه که حرف اساسی ما در دنیای خارج، صدور انقلاب بود و گردشگری می توانست سکوی خوبی باشد.

توریسم فرهنگی بیشترین رعایت کننده ایدئولوژی کشورهاست

معاون برنامه ریزی و سرمایه گذاری سازمان میراث فرهنگی، با اشاره به اقسام گردشگری گفت: گردشگری چند گونه دارد و برخی گونه ها بدخیم است در حالیکه برخی دیگر خوش خیم و قابل پذیرش است. در تقسیم بندی های ما گردشگری فرهنگی وجود دارد گردشگری ورزشی هست و تاریخی و سلامت هم داریم.
وی ادامه داد: اگر به توریسم فرهنگی پرداخته می شد برگ برنده بیشتری داشتیم. گردشگر فرهنگی بیشترین رعایت کننده هنجارهای فرهنگی کشوری است که به آنجا می رود و چه بسا از ساکنان کشور میزبان بیشتر رعایت هنجارها را می کند. برای مثال نمونه ای داشتیم که گردشگر ژاپنی که برای صعود به قله دماوند به ایران آمده بود در نوک قله به دلیل اینکه امضا کرده و تعهد داده که هنجارهای اخلاقی کشور را رعایت کند حاضر نشد حجاب خود را بردارد.
شیرکوند گفت: در شش ماه گذشته تعدادگردشگران اروپایی بسیار زیاد شده است و اگرچه حجمش کم است ولی به لحاظ نسبت، رشد قابل توجهی داشته است که گفتنش ظن بر عدد سازی خواهد بود. در شش ماهی که با حجم گسترده ای از توریست های خارجی روبرو بوده ایم یک مورد گزارش از نهادهای نظارتی و انتظامی وجود نداشته است که توریستی در جایی تخلفی کرده باشد.
وی افزود: اگرچه توریستها رعایت می کنند ولی از ابتدا این تصور بوده است که توریست کسی است که می خواهد هر کاری بکند درحالیکه این نوع توریستها قبل از ورود به کشورها جستجو میکنند و متوجه می شود خواسته مورد نظرش در کدام کشور برآورده خواهد شد. در ایران کسانیکه می آیند صرفا جهت بازدید آثار تاریخی می آیند و نه کار دیگری. توریست سلامت برای مداوا وقتی به ایران بیاید برای این کار می آید ولی این باور در کشور ایران به بخشهای مختلف دامن زده شده و به نوعی تاثیرش را در فضای عمومی کشور ایران گذاشته است. هرچند این موضوع در حال کمرنگ شدن است و صداهای دیگری به گوش می رسد و اینکه تازه متوجه شده اند که گردشگری نه تنها ارزش ها را به چالش نمی کشد بلکه مروج ارزش ها هم هست.

اقتصادنفتی باعث مغفول ماندن گردشگری شده است

شیرکوند در رابطه با علت دوم مغفول ماندن دیپلماسی گفت: آنچه در مورد گردشگری و بسیاری از صنایع دیگر نیز اتفاق افتاده است همان ماهیت اقتصاد برخوردار از درآمد نفت است. زیرا وقتی دولتی توانست خزانه خود را از جایی تامین کند برای مثال هزینه هایش را از درآمدهای نفتی اش برآورده کرد که راحت تر است چه لزومی دارد به سمت صنعت دیگری برود تا از آنجا کسب درآمد کند. در واقع انگیزه ای وجود نداشته است که صنعت هم مورد توجه قرار بگیرد و به همین دلیل به آن کم توجهی شده است.
وی علت سوم غفلت از گردشگری را نبود گردشگری در سبد هزینه خانوار ایرانی دانست و گفت: شاید برخی گردشگری را با نقل مکان از شهری به شهر دیگر مترادف گرفته اند در حالیکه اینطور نیست . برخی می گویند مگر درآمد خانوار ایرانی چقدر است که به امر گردشگری بپردازد ولی باید توجه داشت که ضرورت آن در خانواده های ایرانی حس نشده است وگرنه بیست سال پیش هزینه ارتباطات در سبد خانوارها هم مورد توجه نبود ولی ضرورت آن حس شد. وقتی موبایل وارد زندگی ها شد از کم درآمدترین تا پردرآمدترین ها برایش هزینه کردند بطوریکه گاهی حتی هزینه موبایل خانوار از هزینه مصرف آب و گاز و برق بیشتر شده است ولی این احساس نیاز باعث شده برای ارتباطات هزینه شود و برایش لذت ایجاد کرده است درحالیکه خانوار ها لذت گردشگری را هنوز احساس نمی کنند. پس همه اینها باعث شد تا صنعت گردشگری مغفول بماند و نه در داخل کشور از آن بهره ای برده شد و نه در خارج از کشور در حالیکه بسیار صنعت زود بازده و کم سرمایه بری است.
سعید شیرکوند افزود: برای هر فرصت شغلی باید چیزی حدود صد میلیون تومان هزینه شود درحالیکه در صنعت گردشگری این رقم به شدت پایین است و اگر این صنعت داخل کشور حیات پیدا کند می توان روی گردشگری خارجی هم حساب باز کرد و متاسفانه این اتفاق نیافتاده است و همین باعث شده است که در میان گروههایی که به داخل کشور می آیند و از کشور بیرون می روند یک رابطه عکس ایجاد شود.

۱۰ میلیارد دلار خروجی در برابر ۶ میلیارد دلار ورودی در صنعت گردشگری

وی ادامه داد: آنهایی که می آیند داخل پولی خرج نمی کنند و آنهایی که به خارج می روند پول خرج می کنند. در تراز تجاری این بخش فاصله معنی داری وجود دارد. چیزی حدود ده میلیارد دلار در سال خروجی داریم و حدود شش میلیارد دلار ورودی داریم در حالیکه جزء ده کشور اول هستیم که باید جاذبه برای ورود بیشتر باشد.
شیرکوند افزود: این بخش می تواند اشتغال آفرین باشد و راهی برای ایجاد تعامل با دنیا باز کند که سرمایه گذاران خارجی بعد از توریستها می آیند. ابتدا توریست بیاید و ببیند و بعد بروند در کشور خود تصویری از کشور ایران ایجاد کنند تا سرمایه گذاران هم نسبت به این کشور حساس شوند و ورود پیدا کنند. پس نقطه آغاز را جدی تر بگیریم. دیپلماسی فعال تجاری واقعا گردشگری است. آنچه که قبل از اینکه دو سفارتخانه بتوانند ارتباطی با هم برقرار کنند باید مردم دو کشور با هم ارتباط برقرار کنند تا سفارتخانه هم در حمایت از خواسته مردم سرویس لازم را ارایه کنند. / ساعت 24


  برچسب ها
  آخرین اخبار
  نظرات
نام :
ایمیل :
نظر :
کد امنیتی :

  آخرین اخبار