کد مطلب : 301   گروه : گفتگو   تاریخ انتشار : ۱۳۹۳/۰۹/۱۷   بازدید ها : 1076

صحبت از انسانی است که نام او با شعر پیوند خورده و شعر را زاده ی او فرزند راستین او می دانند . شاعری که با تار و پود غزل پیوند دهنده ی نسل هایی از سلاله نور ، عشق و آیینه است . مصاحبه با ملافاضل سکرانی ، پدرِ ابوذیه ی جهان را از دست ندهید :

آغاز شعر ؟

والله تقریبا از 11 – 12 سالگی شروع کردم ولی طبیعتا آن اوایل نمیتواند شعر باشد بلکه مجموعه ای از سخنان سجع و منظوم بود . کم کم ادامه دادم و رفته رفته مسطل شده ام .

آیا فکر می کنید شعر اکتسابی است یا وراثی ؟

وراثت مقوله غالب این قضیه است . کما اینکه پدرم حاج یعقوب شاعر بوده .. اکنون من شاعر هستم و حالا فرزندانم نیز بدین طریق شاعر هستند .

شعر چیست ؟

خب شعر مجموعه سخنانی است که نیازمند وزن ، سبک ، خیالپردازی ، هدف و مهمتر از همه التزام و تعهد شاعر است که باعث ماندگاری یک شاعر نسبت به دیگران می شود .

شاعران مورد علاقه ؟

در شعر فصیح شخصی به نام سید ماجد شاعر خوبی بود . یک ضرب المثلی بود که میگه : ملامحمد یقرف من بحر و عبود الجی سلطان ینجر فی صخر .. مرحوم ملامحمد المایود از بس شعرش قوی بود می گویند بسان کسی است که از دریا برداشت می کند و مرحوم عبود حاج سلطان بسان کسی است که در سنگ می تراشد او آدم باسوادی بود کسی نتوانست در شعر از او گوی سبقت بگیرد . این دو شاعران بزرگی بودند . مرحوم ملا مهدی شویچی که در فصیح سرآمد شاعران بود . در شعر محلی ( شعبی ) در روستای گیداری شخصی به نام اخشین که آدم امی و بیسوادی بود ولی در شعر واقعا عالی بود . ملاثانی الصداوی الاسدی نیز چنین شخصیتی بود . اوداعه را هم فراموش نکنید به این مجموعه اضافه کنید در شهرهای مجاور هم مرحوم شیخ حنش مجدم و مرحوم فالح الدزفولی شاعران خوبی بودند . اینها همه قدیمی بودند و از جدیدترها خانواده المایود ( ماجدی ) همه شان خوب شعر می گویند .. ملاماجد .. ملا محمود .. ملاعبدالله .. ملامحمد و …

بهترین ابیات ؟

حافظه زیاد یاری نمی کند ولی فکر کنم این بیت را یادم می آید : کلمه الکلمک یا ترف کلما * مو حچیک النار احشای کلما * حبک سگم مغناطیس کلما * اترکک جرنی و عمل بیه .. یا این بیت : ثمر وصلک عِله ابقصنه خلیدین * الی و اقدم الخلخالک خلیدین * وجهک وجّهه صوبی خلیدین * الحلال اشضال من یبتسم بیه

موضوع واقعی برخی شعرها :

قطعا هر شعری داستان خود را دارد .. مثلا قصیده « شرد اگلک یا اخی امحمدرضا » داستان شخصی بنام محمدرضا اسدی بود . وی همسایه مابود . به پدر عمو می گفت و من به پدرش عمو می گفتم و رفیق صمیمی هم بودیم . زمانی وی در سفر بود و من بیمار .. طی یک نامه حال من را جویا شد و من این قصیده را در پاسخ به او نوشتم . یا اسبیتی که شخصیتی واقعی در قصیده ام بود .. خیلی از شخصیت های اشعارم غیر واقعی هستند .. مثلا عباس در قصیده یعبیس دأیس ..

منتقد سنگدل ؟

کسی که وقت گذاشته و آمده تا نقد بشنود اگر دروغ یا تعارف به بگویید هم دچار ریا شده ای هم به او خیانت کرده ای . شاید بی پردگی و رک بودن من این شائبه رو به ذهن متبادر می کند چرا که آدم سخت پسندی هستم و این در نوع خودش خدمت به شعر و ادبیات است . متاسفانه می آیند .. نقد را می شنوند .. کلی تشکر می کنند ولی پشت سر می گویند بیت فاضل آدمهای مغرور و خودپسندی هستند . یادم می آید جوان رعنا و با شخصیتی از منطقه عامری اهواز پیش من آمد و تقاضا کرد تا شعرش را نقد کنم .. شعرش را خواند .. فاقد وزن بود .. معانی و خیالپردازی نداشت .. از او پرسیدم که شغل شما چیست ؟ .. گفت که خیاط هستم .. گفتم به نظرمن اگر خیاطی را بچسبی خیاط ماهری خواهی شد .. بلند شد .. دستم را بوسید و گفت که نصیحتت را نصب العین خواهم کرد .. این تنها فردی بود که وقتی برای نقد آمد هدف داشت و نتیجه آنرا هم پذیرفت .

عمید الابوذیه ؟

وقتی بگویند عمید الابوذیه در واقع لطف دارند ولی به دیگر قالب های شعری ام ظلم می کنند .

نصیحت ؟

مطالعه کتاب های شعر و خواندن فرهنگ لغات ، اوزان ، قافیه و … باید جزئی از برنامه های روزمره آنها باشد .

دیوان ؟

قطعا .. بخصوص در زمینه ابوذیه

افراد زیادی داریم که به انواع قالب های شعری تسلط دارند ولی محبوب مردم نیستند فکر می کنید چرا ملافاضل در دل مردم جای دارد ؟

چرا که شعری که می گویم سطحی نیست و از اعماق وجودم آنرا پردازش می کنم و از خون و دلم نشات می گیرند .. چیزی که ناید از دل بر دل نمی نشیند …

بیش از نیم قرن برای ابوذیه زحمت کشیدید و آنرا پروردید و ابوذیه با شما ابهتی یافت و در اذهان همگان نقش بست ، به نظر شما شاعران ابوذیه سرا چه نقاط ضعفی دارند که آنچنان که باید ابوذیه آنها به دل نمی نشیند ؟

حق شعر را به صورت کامل ادا نمی کنند و اکثر آنها شعر را برای خودنمایی می گویند لذا برای آن شعر که گاها وقت زیادی هم صرف کرده اند تاریخ مصرف تعیین می کنند و با چند بار خواندن آن مزه اش را از دست می دهد .

در زبان فارسی رباعی سرا و دوبیتی گویان مطرحی همچون عمرخیام ، باباطاهر عریان و ابوسعیدابوالخیر در آسمان شعر درخشیدند .. در قالب ابوذیه از نسل کهن و نسل جوان از چه کسانی می توانید نام ببرید ؟ آیا از اشعار کسی متاثر شده اید ؟

سعی کردم که برای خودم صاحب سبک شوم و در این راه زحمات فراوانی کشیدم .. تقلید نمی کردم ولی از اشعار قدیمی ها از شعرهای ملامحمد المایود ، عبود الحاج سلطان و اخشین الداغر خوشم می آمد .. در سالهای اخیر هم اگر بگویم از شعری خوشم نیامده بی شک آدم لجبازی خواهم بود .. جوانانی همچون حسن عاشور و فرحان الاسدی که از دوستان پسرم عادل هستند زیاد خانه ما می آمدند و از جمله شاعران خوب منطقه هستند .

از بین قصاید قدیمی : البَنگَله ، اجنی یحشه الدوم تنهگ بل فله ، المسنایه ، سوگ ادعیج ، الحده ، البطینات و … ، اگر زمان به عقب برگردد کدامیک از آنها را نخواهی سرود و کدامیک را تکرار خواهی کرد ؟

شاید همه ی اینها را دوباره بسرایم .. ولی دوتا قصیده هستند که از سرودن آنها پشیمانم .. جزو اینهایی که نام بردید نیست ولی بگذارید نام آنها را ذکر نکنم .

آیا مسئولین در حد نام ملافاضل از وی تقدیر کرده اند ؟

تنها در حد اهداء لوح از طرف اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شادگان و استان از من تقدیر کرده اند و الا قولهای زیادی شنیدم که هیچکدام عملی نشدند .. مثل نامگذاری یک خیابان

جایگاه عادل در شعر عربی ؟

عادل می تواند روی دست من هم بزند .. جوان است و تحصیلکرده و زمان زیادی برای پیشرفت پیش رو دارد و من به وجودش افتخار می کنم .

جایگاه مهدی در شعر عربی ؟

اشعار خوبی دارد .. زبان عربی را خوب درک کرد و این برتوانایی خیالپردازی اش می افزاید .

آیا اشعاری که می سرودید را خودتان می نوشتید یا کسی آنرا برایتان می نوشت ؟

اشعار خودم را خودم می نویسم و در سالهای کهنسالی و ضعف بینایی ، فرزندم عادل است که زحمت آنها را می کشد .

آخرین شعری که گفتید کدامند ؟

ابنک فززه غبشه وندهه

انحرم من مسچ مدرسته وندهه

نظیر اهل النظر یبنی وندهه

الذکی الحساس و الیملک وعیه

ملافاضل از چه چیزی دلش می گیرد ؟

جز سر و صدای بلند ، آنچه آزارم می دهد و دلم را کباب می کند جاهل مرکب است . نادانانی که ادعای دانایی می کنند و آنانی که در مجالس شعر اجازه نمی دهند از شعرا استفاده کنیم و با پریدن های بی جایشان ناراحتم می کنند . چنین افرادی را نه می شود تحمل کرد و نه می شود طرد کرد . کسانی که اشعارم را به اسم خودشان می خوانند نیز آزارم می دهند .

چه عواملی در تکوین شخصیت شعری ملافاضل موثر بودند ؟

همیشه برای خیالپردازیهای بالایم به مطالعه پناه آورده ام و مطالعه مداوم است که در تکوینو پختگی شخصیت شعری ام موثر بوده اند . مطالعه اشعار شاعران سرمستم می کند . در شش سالگی قرآن را خواندم و حفظ کردم .. پدرم مرا نزد مرحوم سیدرضا ابراهیمی پدرِ سید حسن قاری قرآن قرار داد تا قرآن و خطاطی را فرا بگیرم .. خوشنویسی قصاید شاعران از بهترین سرگرمی های زندگی ام بوده است .

جایگاه شعر مذهبی در اشعار ملافاضل ؟

سعی کردم اعیاد ، جشن ها و سوگواریهای پیامبر اعظم ( ص ) امامان و اهل بیت عصمت و طهارت ( ره ) را در قالب های مختلف شعری به مردم ارائه بدهم به این امید که بتوانم که قطره ای از دریای عشق خود به این خاندان پاک و مطهر را بیان کرده باشم .

تکلف در اشعار ملافاضل ؟

شاعرانی پیدا می شدند که علی رقم ضعیف بودن با استفاده از کلمات متکلف سعی کردند جایی در دل مردم باز کنند و اگر من هم چنین اشعاری سروده ام در پاسخ به ادعاهای چنین افرادی بوده است با این تفاوت که علاوه بر تکلف حاوی معانی بکر و نغزی هستند .

حرف ناگفته ؟

از اصحاب رسانه می خواهم تا با حفظ بیطرفی زمینه پیشرفت ادبیات منطقه ، آبادانی شهر و شفافسازی اذهان عمومی و ایجاد زمینه مشارکت مردم باشند .

انه الشاعر المعروف والأديب الموصوف الأستاذ فاضل بن المرحوم يعقوب السكراني و إن شهرته بين الناس و وفي اواسط المجتمع مله فاضل السكراني إن كنيته أبو مهدي فاسمه تفصيلا هو : فأضل بن الحاج يعقوب بن الحاج عاشور بن سكران بن عثمان بن محمد بن احمدبن فيحان بن سيحان بن ثابت و ثابت هو بطن من بطون شمر الطائية القحطانية الغنية عن التعريف.

ولد صاحب الديوان في الدورق (الفلاحية) و إنتاريخ ميلاده كان في غرة محرم الحرام سنة1340 هجرية قمرية الموافق سنة 1302شمسيه

گزیده ای از اشعار ملافاضل سکرانی :

سیوف عیونچن یا بیض گصّات

بدلالی و تمرن علی گصّات

اخدود الچن زهت و ازهرت گصّات

شبه بدر الدجی و شمس المضیّه

منکم یوم الی ما وصل خطّار

الفکر منی و دلیلی رجف خطّار

لا ضرب الشبا و لا طعن خطّار

اشد و اعظم من اجفاکم علیه

یدنیه اعله الکریم ابعجل روحی

و علی بمهاف خیر و فرح روحی

الشخص الزین فدوا اتروح روحی

إله و الشین ریته لدغ حیّه

اشلونگ گالوا الجونی شلونی ؟

گلت و الساع اخر یمکم شلونی

رمونی ابنبل فرگاهم شلونی

احبابی التعم شیلتهم علیه

شسله اخلاف ساهی العین شلهه ؟

گوّض والچبدتی ابرمح شلهه

ابّحر الشوگ صبری سگم شلهه

طغه و غطها و غطاها و سفح میّه

یفر صار السبع هلوکت من فار

ابسبب یدری ابنجاحه ایصیر من فار

تغر جدری احتصاری و طفح من فار

حرگ جوفی و وفی ما نغر لیّه

التزام نيوز



  برچسب ها
  آخرین اخبار
  نظرات
نام :
ایمیل :
نظر :
کد امنیتی :

  آخرین اخبار